امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود.

پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.

با شور حسینى و صلابت حسنى در سوگ علی(ع) می گرییم.

دعایتان توشه بی برگی ما...

از آسمان؛

بارانِ إنا أنزَلنا بر فرقِ زمین می بارد؛

امشب، چشمانم را با آب توبه می شویم؛

و کلام قرآن در دهانم می ریزم؛

تا خواب، چشمانم را نیازارد ...