آداب تعليم و تربيت در اسلام ناب محمدی

آداب تعليم و تربيت در اسلام ناب محمدی

وظايف معلم نسبت به خود:

کسی که عهده دار مقام مربی گری است، بايد صلاحيت و شايستگی لازم را اجرا کند و در اين فرآيند وظايف متعددی دارد که مهمترين آنها عبارتند از:

1ـ اخلاص و پاکسازی درون

رسول خدا (ص) می فرمايد: "اگر کسی چهار چيز را هدف دانش آموزی خود قرار دهد، موجبات ورود به آتش جهنم را برای خويش فراهم می نمايد.

1- بر دانشمندان فخر بورزد؛

2- با نابخردان و سفيهان بستيزد؛

3- توجه ديگران را بخود جلب کند؛

4- از سلاطين مال و ثروتی اخذ کند."

اخلاص و نيت است که گاه اعمال انسان در ضل نيت الهی مانند گوهری گرانبها دارای ارزش می گردد و نزد خدا قرب و منزلت می يابند.

2ـ عمل به علم

کسانی که علم و آگاهی خود را بکار می گيرند و برطبق آن عمل می کنند از عواقب سوء روز قيامت مصون خواهند شد. مردی حضور رسول خدا(ص) رسيد و عرض کرد: علم و دانش چيست؟ حضرت فرمود: سکوت. پس از سکوت؟ فرمود: استماع و شنيدن. گفت پس از آن؟ فرمود: حفظ و نگهدار. عرض کرد: پس از حفظ کردن؟ فرمود: عمل کردن برطبق آن؟ عرض کرد: پس از عمل کردن؟ فرمود: نشر و ترويج آن. پيامبر گرامی اسلام با اين بيان فصيح و روشن آداب تعليم و تربيت را بوضوح بيان فرمودند.

وظايف معلم نسبت به شاگرد

مربی بايد سرمايه ها و اندوخته های علمی خود را به افرادی که مستحق و نيازمند آنند، بذل و انفاق نمايد و در نشر و اعطای آن بسيار جديت کند.

در اين رابطه رسول خدا (ص) می فرمايد: هيچ صدقه و انفاقی از مال و ثروت انسان نمی کاهد. خداوند متعال بخاطر عفو و گذشت افراد بر عزت و سرفرازی آنان می افزايد و هر فردی که تواضع و فروتنی را پيشه خود سازد، در ظل مراحم پروردگار از مقام والا و شخصيتی ارجمند برخوردار می گردد.

ازجمله وظايف مربی نسبت به متربی:

1- ايجاد خلوص نيت در فراگيران؛

2- تواضع و فروتنی نسبت به شاگردان؛

3- احوال جويی از متربيان؛

4- احترام به مباحثه و مذاکره؛

رسول خدا (ص) مي فرمايد: «کسی که ذره ای کبر و خود بزرگ بينی در دل او وجود داشته باشد، به بهشت راه ندارد». و در در جای ديگر می فرمايد: «علاقه به کبر يعنی عدم اعتراف به حق».

نبی اکرم اسلام (ص) فرمود: خداونـد عزوجل می گويـد: مـذاکرات و گفتگوهای علمـی در ميـان بندگانم به شرط آنکه اين مذاکرات آنان را به امر و فرمان من رهنمون سازد، از عواملی است که می تواند قلب های مرده و دل های خفته را زنده و بيدار کند.

وظايف معلم در فرايند تدريس:

الف - دلبستگی و توکل معلم به خدا:

رسول گرامی اسلام می فرمايد: آنگاه که معلمی قصد خروج از منزل را برای تدريس دارد، اين دعا را زمزمه کند: (خدا يا به تو پناه می برم که مبادا گمراه گردانم و يا گمراه گردم؛ بلغزانم و يا بلغزم؛ ستم کنم يا ستم ببينم؛ ديگران را به نادانی کشانم و يا خود دچار آن گردم. خدايا آنکه سر به جوار و همسايگی تو نهاد سزاوار است و ستايش تو بس عظيم و شکوهمند می باشد و جز تو کسي شايسته عبادت و بندگي نيست) و سپس می فرمايد: «به نام خدائی که حوائج مرا کفايت می کند و مرا بسنده است، خويشتن را بدو می سپارم، همه نيروها و جنبش ها تحت يد قدرت خدائی است که برتر و بلند مرتبه است. بارخدايا قلبم را پايدار و استوار نگاهدار و حق را فراوان بر زبانم جاری ساز».

روايت است که رسول گرامی اسلام (ص) آنگاه که از گفتگو با ياران خود فراغت می يافت، سخن خويش را با تلاوت اين دعا آغاز می نمود: "خدايا از ما درگذر نسبت به گناهانی که اشتباهاً مرتکب شديم و يا عمداً و از روی قصد دچار آن ها گشتيم و از خلاف هايی که در نهان انجام داديم."

توکل به خدای مربی، نشاط آور، شوق انگيز، جهت دهنده و رهگشاست برای مربی. به او قوت قلب می بخشد و سکينه القلوب مربی و متربی می شود.

ب- حسن خلق:

تحمل و ارزشگذاری علم و دانش و ارج نهادن به شريعت مقدس اسلام می بايست از وظايف اوليه يک مربی باشد.

جدی بودن و وقار او و رعايت اعتدال در کردار و گفتار، تواضع و فروتنی و نرم خوئی و افتادگی شايسته پيشه علمی است. مزاح و شوخی اگر اندک باشد و بر سبيل ندرت به منظور تجديد نشاط و شادابی شاگردان و زدودن افسردگی و خستگی مزاج انجام گيرد، کاری است مطلوب. چنانچه رسول خدا (ص) گاهی براي ايجاد انس و پيوند قلب ها مزاح و شوخی می کردند.

صدای معلم می بايست آهسته و کوتاه، البته متناسب با فضای کلاس باشد. چنانکه رسول خدا (ص) مي فرمايد: « خداوند متعال صدای آهسته و کوتاه را دوست می دارد و از صدای بلند و فرياد گونه بيزار است». توجه و التفات معلم بايد عادلانه باشد و به همگان معطوف گردد. از غرور و تکبر بپرهيزد و از دانائی نسبی خود بر شاگردان فخر نفروشد.

برگزاری دوره های ختم قرآن کریم در ماه مبارک رمضان

امام رضا علیه السلام:

هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند، مثل این است که در ماه هاى دیگر تمام قرآن را بخواند. (بحار الانوار(ط-بیروت) ج93، ص341)

به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان و همزمان با چهلمین روز درگذشت دوست و همکار عزیزمان، مرحومه مغفوره لیلی آذربیک، دوره های ختم قرآن برای همکاران فرهنگی و دانش آموزان و بازدیدکنندگان محترم برگزار می شود. لذا از علاقه مندان قرآنی دعوت می شود که با قرائت یک جزء در ثواب این امر معنوی سهیم شوند و هدیه ای باشد پیشکش به روح بلند جوان فرهنگی از دنیا رفته مان. ان شاء الله.

شروع قرائت: از چهارشنبه ۱۹/۴/۹۲، اولین روز ماه رمضان

پایان قرائت: تا چهارشنبه ۲/۵/۹۲، میلاد امام حسن مجتبی(ع)

نام و نام خانوادگی

جزء قرآن

نام و نام خانوادگی

جزء قرآن

به نیابت از لیلی

جزء ۱

رویا اصغرزاده

جزء ۱۶

حاج آقای معرفت

" ۲

ملاحت طوسی

" ۱۷

حاج آقای فرهمند

" ۳

لیلا پورجعفر

" ۱۸

سیاوش کوهی

" ۴

مهناز شیرین زاده

" ۱۹

بهناز دولت زاده

" ۵

مریم ایزدی

" ۲۰

مریم صادقی

" ۶

خدیجه انور

" ۲۱

مریم مهدوی

" ۷

بتول مشهدیزاده

" ۲۲

فاطمه اسداللهی

" ۸

ثریا ولیزاده

" ۲۳

صدیقه تقدیسی

" ۹

فاطمه فرازی

" ۲۴

زهرا سید

" ۱۰

فاطمه رضی نژاد

" ۲۵

طیبه زمانی

" ۱۱

فریبا شیخ زاده

" ۲۶

ناصر سلطانی

" ۱۲

ژیلا عطاپور

" ۲۷

حاج آقای خاکپور

" ۱۳

مریم آگوش

" ۲۸

فریبا حسن زاده

" ۱۴

فرزانه حیدرنژاد

" ۲۹

ام کلثوم جهانبانی

" ۱۵

مهری جلیلی

" ۳۰

نام و نام خانوادگی

جزء قرآن

نام و نام خانوادگی

جزء قرآن

محمد رشید

جزء ۱

فرشته آسمونی

جزء ۱۶

رسول پنداشته

" ۲

عزیزه شهباززاده 

" ۱۷

اللهیار رحمانی

" ۳

امینه بخشی 

" ۱۸

مهتاب پذیرایی

" ۴

 سمیه نوری

" ۱۹

راحله پورنعمتی

" ۵

حلیمه نعمت زاده 

" ۲۰

هاجر محمدزاده

" ۶

 سمیه ساجد

" ۲۱

فرشته شهبندی

" ۷

فاطمه خلفلو

" ۲۲

راحله اشرفی

" ۸

صابر لطفی 

" ۲۳

ربابه حامدی

" ۹

سمانه عزتی

" ۲۴

صحرا کوهی

" ۱۰

مهسا ظهرابوند

" ۲۵

سیما صابر

" ۱۱

سحر لطفی 

" ۲۶

زهرا لطفی

" ۱۲

سارا نعمت زاده

" ۲۷

سحر لطفی

" ۱۳

مریم مظفری

" ۲۸

نیلوفر آقایی

" ۱۴

شکوفه باذل

" ۲۹

لیلا قویدل

" ۱۵

رقیه عزتی

" ۳۰

گفت و گوی با خدا

خواب ديدم؛ در خواب با خدا گفتگويی داشتم.

خدا گفت:

پس می خواهي با من گفتگو کنی!

گفتم: اگر وقت داشته باشيد.

خدا لبخند زد و گفت:

وقت من ابدی است.

چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

گفتم: چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

خدا پاسخ داد:

اين که آن ها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.

عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

حسرت دوران کودکی را می خورند.

اينکه سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند؛

و بعد پول شان را خرج حفظ سلامتی می کنند.

اينکه با نگرانی نسبت به آينده

زمان حال را فراموش می کنند؛

آن چنان که ديگر نه در حال زندگی می کنند، نه در آينده.

اين که چنان زندگی می کنند که گويی نخواهند مرد

و آن چنان می ميرند که گويی هرگز نبوده اند.

خداوند دست های مرا در دست گرفت

و مدتی هر دو ساکت مانديم،

بعد پرسيدم:

به عنوان خالق انسان ها

می خواهيد آن ها چه درس هايی از زندگی را ياد بگيرند؟

خداوند با لبخند پاسخ داد:

ياد بگيرند که نمی توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد،

اما می توان محبوب ديگران شد.

ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند.

ياد بگيرند که ثروتمند کسی نيست که دارايی بيش تری دارد،

بلکه کسی است که نياز کم تری دارد.

ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه می توانيم زخمی عميق

در دل کساني که دوست شان داريم ايجاد کنيم،

ولی سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

با بخشيدن، بخشش ياد بگيرند.

ياد بگيرند کسانی هستند که آن ها را عميقا دوست دارند،

اما بلد نيستند احساس شان را ابراز کنند يا نشان دهند.

ياد بگيرند که می شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

اما آن را متفاوت ببينند.

ياد بگيرند که هميشه کافی نيست ديگران آن ها را ببخشند،

بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

و ياد بگيرند که من اين جا هستم.

هميشه!

درس هايی از روش تدريس استاد شهيد مرتضی مطهری(۲)

درس هايی از روش تدريس استاد شهيد مرتضی مطهری(۲)

روش های استاد در اداره ی کلاس و تدریس بی تردید الگویی است برای داشتن کلاسی موفق و در نتیجه آموزش و پرورشی موفق.

6 – ایجاد فضای نقد در کلاس:

هیچ گاه در برخورد با اندیشه های مخالف، مطلق گرا نبود. همواره در کنار استدلال و منطق قوی، برای طرف مقابل و دیگران جای اظهار نظر و نقد باقی می گذاشت.

7 – مطالعه قبل از تدریس:

هیچ وقت بدون مطالعه تدریس نمی کردند. حتی یکبار استاد وارد کلاس شده و به دانشجویان می گوید: "درس، فردا برگزار می شود، فراموش کردم یادداشت هایی را که تهیّه کرده بودم، بیاورم."

8 – نوآوری در کلمات و تعابیر:

این شیوه ی استاد باعث جلب توجه و گیرایی درس می شد. انتخاب موضوعات و نحوه ی پرداختن به موضوع در سبک استاد جدید بود.

9 – طرح سیر تاریخی مثبت:

ایشان معمولا قبل از ورود در اصل درس، یک مقدمه ی تاریخی بیان می کردند. بیان ریشه، سابقه و سیر تحول یک مفهوم سبب می شد که شاگرد تصور نکند این مبحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده است، بلکه بفهمد که در طول روزگاران این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته است.
مقاله ‹‹واقعیت هستی›› در کتاب ‹‹اصول وفلسفه و روش رئالیسم›› نمونه ی گرانبهایی از این دست است.

10 – یادآوری مطالب قبل:

از جمله خصوصیاتی که استاد به آن مقید بودند، یادآوری مطالب عمده و اصلی بحثی بود که در درس قبل کاملا مطرح شده بود و این خود باعث ارتباط مطالب و بهره دهی بیشتر درس ایشان می شد.

اگر تاریخ معلمی با نام یک سلسله از شیفتگان و شیدایان توأم باشد، بی شک شهید مطهری یکی از برترین های این مکتب است که با پیروی از الگوهای صحیح تدریس، توانسته بود شاگردان بسیاری را پیرو و مطیع خود ساخته و از بوستان علم و دانش خود سیراب سازد. این روش ها، الگو و مرجع معتبری است برای تمام معلمین در همه زمان ها تا خود را در راه رسیدن به معلمی نمونه، مجهز نمایند.

 

درس هايی از روش تدريس استاد شهيد مرتضی مطهری(1)

درس هايی از روش تدريس استاد شهيد مرتضی مطهری(1)

روش های استاد در اداره ی کلاس و تدریس بی تردید الگویی است برای داشتن کلاسی موفق و در نتیجه آموزش و پرورشی موفق.

1 – تفکیک مفاهیم در ابتدای کلاس:

استاد تدریس مرتب و منظمی داشت. در آغاز درس٬ مقدمات را به خوبی توضیح می داد و مشخص می کرد که مطلب مبتنی بر چه مقدماتی است تا در ذهن شنونده در هم آمیختگی فکری ایجاد نشود.


2 – استفاده از زبان و بیان جذاب:

یکی از تفاوت هایی که استاد مطهری با برخی اساتید دیگر داشت، این بود که استاد٬ با مطلب دانشجو را جذب می کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است اما اگر فقط بیان باشد، زود می گذرد. به عبارت دیگر اگر بیان بدون مطلب باشد، سرگرمی ای بیش نیست اما اگر جان انسان مسئله را لمس کند، دیگر کهنه شدنی نیست. استاد به گونه ای عمل می کردند که فرد در هنگام خروج از جلسه ی درس استاد، از درون حالت ابتهاج داشت و همواره به یادش می ماند.

3 – طرح مباحثی که مفید است:

دانشجویان و شاگردان استاد کمتر دچار این سؤال می شدند که:
این حرفها به چه درد می خورد؟
و این به دلیل آن بود که درس ایشان برخاسته از درد ایشان بود.

 4 – تدریس متناسب با سطح شاگردان:

استاد در هر کلاس استعداد و بنیه ی مستمعین را در نظر می گرفت.
برای مثال کلاس های تفسیر قرآن ایشان با سطح کلاس های خصوصی ایشان در منزل و سطح هر دوی اینها، با سطح کلاس های دانشگاه متفاوت بود. معمولا در کلاس عمومی تر ایشان از مثل ها، حکایات و داستان های شیرین برای رفع خستگی مستمعین استفاده می کرد و در کلاس های خصوصی تر به ندرت.

5 – ساده نویسی و ساده گویی:

استاد سخت معتقد بود که باید به ‹‹زبان زمان›› کتاب نوشت. او به زبان مردم سخن می گفت٬ گر چه پل ارتباط بین حوزه و دانشگاه بود اما زبان هر دو را به خوبی می شناخت. زبان شهید مطهری نه برای دانشجو بیگانه و غریب بود و نه برای طلبه ی علوم قدیمی.

ادامه دارد...

موانع ابتکار!

از جمله مواردی که ابتکار و خلاقیت دانش‌آموز را از بین می‌برد، حفظ کردن درس‌ها و درجه‌بندی موفقیت دانش‌آموز بر اساس نمره، بدون در نظر گرفتن فعالیت عملی سالانه ی وی و یا بحث و گفت‌وگوها و نوع سوال‌هایی است که مطرح می‌کند.

موانع ابتکار را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

  • تقلید کورکورانه.
  • محیطی پر از حسد و نفرت.
  • فشارهای اجتماعی و به دنبال آن قید و بندهای دست و پا گیر.
  • عقب‌ماندگی و عجز.
  • عدم اعتماد به نفس.
  • عدم امنیت.
  • اعتماد به روش‌های تئوری و نبود محیط آزمایش و آزمایشگاهی.
  • ترس از طرح سوال و فرار از سوال دیگران.
  • پاسخ ندادن دقیق و روشن به سوال‌ها به گونه‌ای که مانع رشد و ابتکار می‌شود.

تحقیر و توهین به یک مبتکر تازه‌کار، باعث دلسردی‌ وی می‌شود. علاوه بر این‌ها عواملی وجود دارند که روی شخصیت مبتکر و سطح علمی و کیفیت کارش اثر منفی می‌گذارند که عبارتند از:

  • غرور: غرور قدرت ابتکار را نابود می‌کند. یک مبتکر مغرور تصور می‌کند که به درجه کمال رسیده و برتر از دیگران است، چنین شخصی رو به قهقرا می‌رود.
  • احساس حقارت و کم‌بینی: این احساس برعکس احساس قبلی است و نتایج منفی بسیاری به جای می‌گذارد. شخصی که احساس می‌کند از دیگران کمتر و کوچک‌تر است، در واقع مانع تحرک و پیشرفت خود شده است و از هر گونه ابتکار باز می‌ماند.
  • عجله: محکم‌کاری، با عجله و شتاب سازگار نیست. یک مبتکر واقعی تا مدت‌ها ابتکار خود را به شکل تئوری نگه می‌دارد تا بتواند در فرصت مناسب تمام اشکالات آن را برطرف کند و بعد از آن، ابتکارش را عملی می‌سازد.
  • تسلیم شدن در برابر فشارها: اگر در برابر صاحبان زر و زور و یا شرایط خفقان جامعه تسلیم شود، استعداد ابتکار خود را از بین برده است. چون یکی از شرایط مبتکر موفق، مستقل بودن است.
  • سیگار، موادمخدر: مصرف این مواد به سلول‌های مغز علاوه بر سیستم عصبی بدن، آسیب می‌رساند و قدرت ابتکار شخص و توان خلاقیتش را از بین می‌برد. اگر غده ی تیروئید، تبروکسین ترشح نکند، سبب ضعف و یا حتی از بین رفتن هوشمندی و ذکاوت خواهد شد. کمی و زیادی کلسیم نیز سبب اختلالات روانی می‌شود.
  • پیری: هر چه سن بالا برود قدرت ابتکار و خلاقیت نیز رو به افول می‌گذارد، چون بدن آدم در سنین پیری، سلامتی خود را کم کم از دست می‌دهد.

«چارل ریچه» می‌گوید: "بعد از سن 45 سالگی قوای ذهنی به تدریج ضعیف می‌شوند. اوج قدرت ابتکار و هوشمندی بین سنین سی تا چهل سالگی است. پس از آن رو به ضعف می‌رود تا سن هفتاد سالگی، هر چند که در چنین سنینی نابغه‌هایی پیدا شده‌اند."

  • قناعت: از عوامل شکست و افول یک مبتکر، قانع شدن به یک مرحله از رشد و خلاقیت است. در جا زدن بی‌شباهت به عقب ماندن نیست.

اهمیت دانش اندوزی

کتاب ارزشمند "مفاتیح الحیاة" به قلم آیت الله جوادی آملی را که مطالعه می کردم، یک نکته در باب اهمیت دانش اندوزی از مولای متقیان امام علی (ع) آمده بود بدین شرح:

"بر شماست که دانش بجوئید؛ چرا که دانشمند گرامی است، هرچند به خاندانی منسوب نباشد؛ و گرامی است، هرچند تهیدست باشد؛ و گرامی است، هرچند جوان باشد."

شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 332

مفاتیح الحیاة

دانش آموزان ضعیف، دانشمندان بزرگ

دانش آموزان ضعیف را دست کم نگیرید.
بیشتر معلمان به دانش آموزان ضعیف توجه زیادی ندارند و گاهی اوقات آنها را فراموش می کنند. این مشکل صدمات زیادی را به این گونه دانش آموزان وارد می کند. زندگینامه کوتاهی از چند دانشمندان را گردآوری کردم که شاید مورد توجه شما فرهنگیان قرار گیرد.
تامی ادیسون(1931-1847 ) مخترع آمریکایی
کنجکاوی ها و نکته بینی های دوران کودکی «ادیسون» کسی غیر از مادرش را تحت تأثیر قرار نداد.
اولین معلمش، او را «خنگ و کودن» نامید. پدرش به این نتیجه رسیده بود که پسرش ابله است.
مدیر مدرسه به ادیسون گفته بود «تو هرگز در هیچ کاری به جایی نمی رسی!» فقط مادرش به هوش و نبوغ نهفته او آگاهی داشت و از این رو به تعلیم و تربیتش همت گمارد.
«ادیسون» از نوجوانی اختراعات خود را شروع کرد. در مجموع بیش از 1000 اختراع به نام او ثبت شده که برای بشریت فوق العاده ارزشمند است.
هنری فورد (1947-1863) اتومبیل ساز آمریکایی
«فورد» دوران مدرسه را با حداقل نمرات طی کرد. اصولا فاقد استعدادهای علمی و ادبی بود؛ اما از همان اوایل جوانی، هنگاهی که ماشین آلات کشاورزی مزرعه ی پدرش را تعمیر می کرد، استعداد فنی خود را نشان داد.
«هنری فورد» اولین خط تولید اتومبیل سواری را ابداع کرد و توانست با تولید وسیع (یا اصطلاحا سری ساز) قیمت تمام شده را در حداقل نگه دارد و به عبارت دیگر، جهان را روی چرخ گذارد.
آیزاک نیوتن ( اسحق ) ( 1727-1642) دانشمند انگلیسی
کسی که شاید بتوان گفت: «بزرگترین متفکر تاریخ بشریت است»، در نوجوانی هیچ گونه نشانه ای از تفکر و نبوغ از خود بروز نداد.
او بیشتر اوقاتش را با دستگاه های مکانیکی می گذراند و اولیای او فقط به این دلیل به او اجازه دادند به مدرسه باز گردد که در اداره مزرعه خانوادگی از خود بی لیاقتی نشان داده بود.
در مدرسه نیز در پایین ترین سطح بود و گویی رکود فکری داشت و البته یک دگرگونی فکری، او را از این خواب بیدار کرد و تحقیقات و مطالعاتش در ریاضیات و فیزیک، جهان علم را در مسیر جدیدی قرار داد.
آلبرت اینیشتین (1955-1879) فیزیک دان آلمانی
پدر و مادرش بیم آن داشتند که مبادا فرزندشان عقب افتاده باشد زیرا تا نه سالگی قادر به تکلم صریح و سریع نبود ولی بعدها نیز در پاسخ هر سوال، تفکر و تعقل بسیار می کرد.
در دروس دبیرستانی هم، کارنامه بسیار بدی داشت؛ البته به استثنای نمره ریاضیات.
بارها مسئولین دبیرستان از او خواستند که مدرسه را رها کند و دنبال کار دیگری برود.
یکسال پشت کنکور انیستیتوی پلی تکنیک زوریخ؛ ماند، اما با این همه، پس از فازغ التحصیلی از این دانشکده نیز، پیدا کردن شغل ثابت برایش مشکل بود.
در همین دوران بود که روی فرمول های فرضیه «نسبیت» کار کرد و بعدها با اثبات علمی آن، جهان را به شگفتی واداشت.
منبع: نشریه تربیت، شماره هشتم (1384) دانستنیهای مردمی( 1382)

روش های تدریس فعال از دیدگاه اسلام

در روش آموزش اسلامی، تکیه بر پرورش فکری و پرهیز از تقلید و تکرار مطالب بدون درک صحیح آنها مطرح می باشد. چنانکه علی(ع) می فرماید: "ارزش درک و فهم مطالب به مراتب بهتر از تکرار و خواندن است."

 

اگر اصول دین را که از مهم ترین مسائل آموزشی دین اسلام است، بررسی کنیم می بینیم اصول دین تقلیدی نیست. این بدان معنی است که هر فرد باید مسائل دینی را هم از طریق اجتهاد و هم با استقلال فکری درک کند. استاد شهید مطهری در تاکید اسلام بر پرورش فکری و پرهیز از تکرار مطالب بدون درک صحیح آنها اشاره می کند: علم افراد ممکن است دو گونه باشد؛ دانسته هایی که فرد حفظ کرده است، علم مسموع و دانسته هایی که حاصل تجربه و تحلیل فکری است، علم مطبوع. افرادی هستند که به نحوی تربیت یافته اند که آن نیروی مطبوع شان به حرکت در نیامده و پرورش نیافته است. این افراد نسبت به آموخته های خود حکم ضبط صوت را دارند و از تجزیه و تحلیل مطالب و حل مسائل عاجزند؛ عالمی که فقط در پای منبر نشسته و سالها مطالبی را گوش کرده است؛ و عالمی که خود به جستجوی اطلاعات و مطالب پرداخته و مسائل را تجزیه و تحلیل کرده و ورزیده شده است. عالم واقعی همین شخص است.

مرحوم علامه محمد تقی جعفری، تعقل در تربیت اسلامی را فوق العاده با اهمیت تلقی کرده، آن را به سه ماده اساسی تحلیل نموده است. ماده اول تعقل که باید تقویت شود عبارت است از تفکر هدف دار با انطباق قوانینی که صحت آنها اثبات شده است. این ماده در قرآن مجید با عبارات گوناگون مؤکدا مورد تذکر قرار گرفته است. با کلمه تفکر در 16آیه با کلمه عقل در 49آیه با کلمه لب به معنای عقل ناب و تعقل عمیق در 16آیه با کلمه فقه در 15 آیه...

ماده دوم عبارت است از موضوعات و قضایایی که باید ذهن نونهالان و میانسالان و حتی کهنسالان با اختلاف در کمیت و کیفیت آنها بر حسب مقاطع عمر درباره آنها تعقل کند.

ماده سوم تصفیه و تثبیت آن قوانینی که فعالیت عقلانی باید بر طبق آنها به جریان بیفتد.

بنابراین در اسلام روی تعقل و تفکر در امور بسیار تأکید شده است و ساعتی تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت به شمار رفته است. اسلام بر پرورش فکری و فعال بودن دانش آموز در جریان یادگیری تأکید فراوان دارد.

کارهایی که یک معلم بايد در كلاس از آنها پرهيز نمايد!

کارهایی که یک معلم بايد در كلاس از آنها پرهيز نمايد:

۱- دوست شدن با شاگردان وقتی که در کلاس هستید:

رفتار دوستانه لازمه ی تدریس موفق در کلاس است اما دوستی با شاگردان یک بده بستان پایاپای را می طلبد که این برای یک معلم صورت خوشی نخواهد داشت و شما را در شرایط سختی قرار خواهد داد.

۲- توقف درس و درگیر کردن دانش آموزان به مسائل کم اهمیت:


هنگامی که دانش آموزان روی مسایل کم اهمیت با هم در گیر می شوند، دیگر جایی برای رقابت سالم باقی نخواهد ماند.

۳- تحقیر دانش آموزان و وادار آنان به کاری که شما از او می خواهید:


تحقیر تکنیک فوق العاده وحشتناک و زشتی است که یک معلم می تواندانجام دهد. ممکن است به قدری ناراحت و عصبانی شوند تا در جستجوی راه هایی برای تلافی کردن برآیند و این اعتماد آنان را به شما کم خواهد کرد.

۴- فریاد زدن در کلاس:

وقتی فریاد می کشید شما مبارزه را باخته اید. این بدان معنا نیست که شما نباید گاهگاهی صدای خود را بلند کنید. اما معلمانی که مکرراً فریاد می زنند هرگز نخواهند توانست کلاس خود را به خوبی اداره کنند.

۵- برخورد متفاوت با شاگردان:


عدالت در کلاس از اهم موضوعات تدریس و کلاسداری است. سعی کنید در کلاس نسبت به همه ی دانش آموزان نظر یکسان و عدالت محور داشته باشید. کودکانی وجود دارند که شما آن ها را بیش از دیگران دوست دارید اما باید سعی کنید هرگز این حالت درکلاس رخ ندهد. همه ی دانش آموزان را یکسان صدا بزنید. مجازات شاگردانی را که دوست دارید کاهش ندهید.

۶- وضع قوانینی که اساساً ناعادلانه هستند:


بعضی وقت ها قوانین خود به خود می توانند شمارا درموقعیت های بدی قرار دهند، مثلاً، اگر یک معلم قانونی وضع کند که براساس آن پس از زنگ هیچ کاری برای انجام دادن وجود نداشته باشد، این قانون می تواند یک موقعیت مشکلی را ایجاد کند حال اگر یک شاگرد دلیل منطقی داشته باشد چه می شود؟ از این گونه موقعیت ها باید به شدت پرهیز کرد.

۷- سپردن کنترل خود به دست شاگردان:


هرتصمیمی در کلاس باید به دلایلی توسط شخص شما اتخاذ شود. به طور مثال شاگردان سعی می کنند ازدست امتحان رها شوند.اما شما نباید بگذارید که چنین اتفاقی بیافتد مگر اینکه دلیل منطقی وجود داشته باشد. اگر شما به همه ی تقاضا ها جواب مثبت دهید و تسلیم شوید به راحتی کنترل کلاس را از دست خواهید داد.

۸- غیبت و شکوه از همکاران و معلمان دیگر نزد دانش آموزان:


اغلب اتفاق می افتد که شما مطالبی را از شاگردان می شنوید درباره ی معلمانی که فکر می کنید تدریس خوبی ندارند اما شما باید ازبحث دراین مورد پرهیز کنید و ایده های خود را به خود معلمان یا به مدیر انتقال دهید. آنچه که به شاگردانتان می گویید محرمانه نیست و پخش می شود.

۹- نمره دادن بدون استدلال منطقی:

اطمینان حاصل کنید که قوانین هماهنگی برای نمره دادن دارید. اجازه ندهید شاگردان پس ازپایان کلاس جهت گرفتن نمره کامل شما را به چالش بکشند زیرا این کار مشوق لازم (انگیزه لازم) رابرای انجام دادن کاری به موقع ازبین می برد. هنگام نمره دادن به تکالیف ازشیوه های عینی استفاده کنید این کاربه شما کمک می کند که دلایل منطقی برای نمرات دانش آموزان داشته باشید.

۱۰- رفتن به کلاس بدون طرح درس و برنامه ی قبلی:


در حقیقت بهترین شیوه برای انجام تدریس شروع آن در ذهن و سپس مروری برشیوه های گوناگون تدریس جهت گرفتن اطلاعات لازم می باشد. این کار فقط با داشتن طرح درس قبل ازکلاس انجام پذیر است.

11- استفاده از یک شیوه ی تکراری تدریس:


دانش آموزان این حالت را کسل کننده و خسته کننده می یابند به علاوه شما احتمالاً دانش آموزانی را که می توانند از دیگر شیوه های تدریس بهره ببرند محروم می کنید.